از مریخ تا ماه چرخش شرکت های فضایی آمریکایی در رقابت با چین

به گزارش نیروی برق به نقل از مهر؛ اگر در دهه ۱۹۶۰ میلادی، این نبرد تنها میان دو ابرقدرت دولتی، یعنی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی تعریف می شد، امروز شرکت های خصوصی با سرمایه و فناوری هایی در سطح دولت ها، به بازیگران پیشران این مسیر تبدیل گشته اند.
میلیاردرهای دنیای فناوری با تأکید بر ثروت کلان و مهندسی پیشرفته و مدلهای تجاری با قابلیت رشد سریع، درحال بازنویسی سیاستهای فضایی آمریکا هستند. در صورتیکه چین در نظر دارد تا سال ۲۰۳۰ فضانوردان خویش را به ماه بفرستد و حضور دائمی در فضا را بخشی از قدرت ملی خود می داند، دو شرکت اسپیس ایکس و بلو اوریجین با سرعتی خیره کننده برنامه های خود برای تسخیر ماه را پیش می برند.
این تحول، دیگر یک رقابت تجاری ساده یا دوئل میان دو کارآفرین نیست؛ بلکه مبین تغییر بزرگ در ساختار مدیریتی ایالات متحده بحساب می آید. در این الگوی جدید، سرمایه خصوصی و اهداف دولتی در کنار هم قرار گرفته اند که با هم افزایی، چهارچوبی از قدرت فزاینده شکل دهند. به بیان ساده تر، ماه باردیگر به صحنه ای تبدیل گشته که در آن قدرت تکنولوژی، اعتبار سیاسی و سود اقتصادی به هم گره خورده اند و در همین حال، بخش خصوصی به بازوی توانمند اجرای استراتژی های ملی تبدیل گشته است.

چرخش راهبردی اسپیس ایکس از مریخ به ماه

ایلان ماسک طی سالهای گذشته همواره ماموریت اصلی اسپیس ایکس را سکونت در مریخ معرفی می کرد و حتی ماه را «انحرافی» در راه این هدف می دانست. با این وجود، در ماه های اخیر نشانه های روشنی از یک چرخش راهبردی در رویکرد وی مشاهده می شود. ماسک حال از طرح ایجاد «پایگاه آلفا» در ماه سخن می گوید؛ پایگاهی که مقرر است زیرساخت موردنیاز برای سیستم های پرتاب ماهواره ها و حتی شبکه عظیم محاسباتی هوش مصنوعی در فضا را فراهم آورد.
به عقیده کارشناسان، دلیلهای این تغییر جهت را می توان در این چهارچوب ها تحلیل کرد: نخست، برنامه ریزی برای عرضه اولیه سهام اسپیس ایکس که ارزش این شرکت را به بیشتر از یک تریلیون دلار نزدیک می کند. دوم، فشار رقابت با چین در مسابقه بازگشت انسان به ماه که طی سالهای اخیر تشدید شده است و سوم، پیوند خوردن ماموریت های فضایی با توسعه هوش مصنوعی که نتیجه ی آن هماهنگی بیشتر کارهای ماسک در هر دو حوزه است.

بلو اوریجین و الگوی قدم به قدم اما تهاجمی

در سوی دیگر این رقابت، جف بزوس با روشی متفاوت اما هدفی مشابه، ماه نشین «بلو مون» (Blue Moon) را در مرکز تمرکز شرکت خود قرار داده است. بلو اوریجین بخشی از کارهای گردشگری فضایی خویش را متوقف کرده تا منابع بیشتری را به توسعه برنامه فضایی ماه نشین اختصاص دهد. ارسال اخیر فرودگر این شرکت به مرکز فضایی جانسونِ ناسا برای آزمایش های سختِ حرارتی و خلأ، قدمی حیاتی برای پرتاب ماموریت بدون سرنشین به سطح ماه امسال شمرده می شود.
شعار بلو اوریجین، «گام به گام و جسورانه»، دقیقا بازتابی از استراتژی جف بزوس بر اساس پیشرفت تدریجی اما همیشگی است. حتی انتشار تصویر لاک پشت توسط بزوس در شبکه اجتماعی ایکس، کنایه ای آشکار به رقابت با ایلان ماسک و تأکیدی بر همین فلسفه مدیریتی او بود؛ یعنی پیروزی با حرکت آهسته و پیوسته به دست می آید.

ناسا، آرتمیس و بُعد ژئوپلیتیکی رقابت

هر دو شرکت میلیاردها دلار از ناسا برای توسعه ماه نشین های خود دریافت کرده اند و برنامه آرتمیس ناسا ستون فقرات این همکاری بحساب می آید. هدف این برنامه، برگرداندن فضانوردان آمریکایی به ماه و استفاده از آن به عنوان سکوی تمرینی برای ماموریت های آینده به مریخ است.
فشار زمانی برای این ماموریت ها فقط فنی نیست بلکه بُعد ژئوپلیتیکی پررنگی دارد. چین اعلام نموده در نظر دارد تا سال ۲۰۳۰ فضانوردان خویش را به ماه بفرستد. در این چارچوب، رقابت ماسک و بزوس در عمل به بازوی اجرایی رقابت راهبردی آمریکا با چین تبدیل گشته است. از منظر سیاست صنعتی، دولت آمریکا با اتکا به پیمانکاران خصوصی تلاش می کند که چرخه نوآوری را تسریع کند.

چالش های فنی و ریسک های اجرایی

با وجود هیجان سرمایه گذاران، مسیر پیش رو خیلی پیچیده است. موشک استارشیپ(Starship) که متعلق به شرکت اسپیس ایکس است تابحال چندین پرتاب آزمایشی انجام داده، اما هنوز ماموریت عملیاتی کاملی در مدار زمین نداشته است. این سامانه به جهت اینکه بتواند نقش «ماه نشین» را ایفا کند، باید ابتدا فرایند سوخت گیری در فضا با استفاده از تانکر را با موفقیت پشت سر بگذارد و قابلیت خویش را برای فرود ایمن بر سطح ناهموار ماه ثابت کند. از نظر خیلی از کارشناسان، هدف گذاری برای فرود سرنشین دار بر روی ماه در سال ۲۰۲۸، خیلی خوش بینانه و جسورانه به نظر می آید.
در همین حال، بلو اوریجین نیز باید مراحل آزمایشی دشوار و پرهزینه ای را بپیماید تا ماه نشین آن برای ماموریت های انسانی آماده شود. بااینکه رقابت فعلی انگیزه ی پیشرفت را دوچندان کرده، اما ریسک های فنی و مالی این پروژه ها همچنان در سطح بالایی قرار دارد.

اثرات سرریز بر صنعت فضایی آمریکا

رقابت میان این دو میلیاردر، تنها به این دو شرکت محدود نمی گردد. مدیران شرکت های فعال در زنجیره تامین صنعتِ ماه اعلام نموده اند که طی دو سال گذشته، نگاه سرمایه گذاران به اقتصادِ ماه تغییر قابل ملاحظه ای داشته است. افزایش تمایل سرمایه گذاران به شرکت های فعال در حوزه زیرساخت های ماه و رباتیک قمری، نشان دهنده اینست که بازار درحال شناسایی موقعیت های جدیدی است.
اگر ماه به یک نقطه پرتاب کلیدی برای استقرار تجهیزات فضایی و شبکه های محاسباتی تبدیل گردد، هر شرکتی که زودتر به آن برسد، می تواند در تعیین قواعدِ استفاده و بهره برداری از آن نقشی تعیین کننده داشته باشد. این موضوع، ماه را از یک هدفِ نمادین به یک دارایی تعیین کننده و حیاتی مبدل می کند.

جمع بندی

رقابت تازه میان اسپیس ایکس و بلو اوریجین را نباید فقط نوعی چالش و کشمکش شخصی میان ماسک و بزوس دانست؛ این نبرد در واقع محل تلاقی سه جریان بزرگ جهانی، شامل خصوصی سازی پرشتاب فضا، بازگشت سیاستهای قدرت به ماه و پیوند خوردن آسمان با اقتصاد داده و هوش مصنوعیاست.
سطح اول (تغییر مدل بازی) خصوصی سازی صنعت فضا به مفهوم انتقال ریسک، سرمایه و نوآوری از دوش دولت به شرکت های مقیاس پذیر است. در این مدل جدید، دولت ها دیگر پیمانکار نیستند، بلکه به «خریدار هوشمند خدمات» و «ناظر» تبدیل گشته اند و این شرکت ها هستند که موتور محرک تکنولوژی شده اند.
سطح دوم (نبرد بر سر نفوذ)، شاملبازگشت تمرکز به ماه نشان میدهد که فضا دیگر فقط آزمایشگاهی برای علم نیست؛ بلکه به میدان نبردی برای قدرت های بزرگ تبدیل گشته تا جایگاه برتر خویش را در جهان تثبیت کنند و این دیدگاه به رشد و گسترش فضایی حوادث و رقابت دوران جنگ سرد بین آمریکا و شوروی سابق را یادآوری می کند.
در سطح سوم (ثروتِ پنهان در مدار)اتصال زیرساخت های فضایی به اقتصاد دیجیتال ثابت می کند که رقابت آینده تنها ناظر بر تصاحب خاک ماه نیست، بلکه بر سر کنترل «شاهراه های ارتباط»، سیستم های پردازش داده و مسیرهای لجستیکی در مدار و سطح ماه خواهد بود.
اگرچه ساخت شهر های خودکفا در ماه یا شبکه های پرتاب ماهواره از سطح آن هنوز کمی دور از دسترس به نظر می آید، اما مسیر حرکت سرمایه ها و سیاستهای کلان آمریکا نشان میدهد که ماه باردیگر به میدان اصلی رقابت تبدیل گشته است. سرمایه گذاران امروز، ماه را نه یک پروژه نمایشی، بلکه سکوی پرشی برای خلق ثروت و ایجاد سیستم ارزش جدید در حوزه های انرژی، مخابرات و استخراج منابع می بینند.
در نهایت در این چارچوب، شرکتی که بتواند زودتر زیرساخت های قابل اعتمادی روی ماه بسازد، در عمل در تعیین استانداردها، قواعد بهره برداری و حتی رژیم های حقوقی آینده نقش آفرین خواهد شد و یا به عبارتی دیگر قانون گذار آینده این حوزه خواهد بود. پیروز نهائی کسی نیست که فقط زودتر به ماه می رسد، بلکه کسی است که بتواند رویاهای فناورانه را به یک مدل اقتصادی پایدار تبدیل کند و معماری اقتصادفضایی در دهه های آینده را طراحی کند.

منبع:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

More Articles & Posts